شهید منصور رضائی
شهید عیسی منفرد ایده لو
شهید نوروزعلی سلیم نژاد
شهید حسین رضائی
شهید یدالله ابراهیمی
شهید یوسف شهبازپور
شهید ابوالقاسم صبری
شهید علی شهبازی
شهید عبدالله طهماسبی
شهید اباذر عظیم پور
شهید عزیز سلیم نژاد
شهید جاویدالاثر فریدون اسماعیل نژاد
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • اختلاف ترک و فارس – رویا، واقعیت یا توطئه؟ بخش اول

    (با سلام خدمت تمامی دوستان. با عرض پوزش  به علت حجم بالای مقاله ارسالی توسط آقای اسدی، این مقاله در سه بخش خدمت دوستان ارایه می گردد.)

    اختلاف ترک و فارس – رویا، واقعیت  یا توطئه ؟

    این روزها فضای مجازی و محاورات روزمره جوانان پر است از مطالب و پستهایی در باره اختلاف و درگیری ما بین فارسها و ترکها و لرها و گیلکها و غیره در ایران که واقعا نکته متاثر کننده ای است و عده ای هم ناآگاه و آگاهانه بر تنور این مسئله میدمند. البته تفاوتهای فرهنگی و قومی و نژادی در هر جامعه ای  امری پذیرفته و طبیعی است ولی این مسئله که این تفاوتها تبدیل به دشمنی گردد مذموم  می باشد و حتی میتواند موجودیت یک کشور را با خطر مواجه نماید، زیرا که یک کشور مجموعه ای  متشکل از ادیان و  اقوام و ملیتها و فرهنگهای مختلف است که مجموعا تشکیل یک ملت واحد در یک محدوده جغرافیایی را می دهند.

    اما موضوعی که در تحقیق فعلی مورد بررسی قرار گرفته است موضوع  اختلاف و دشمنی مابین دو گروه فارس و ترک و چرایی آن می باشد؛ چون این دو گروه قومی و زبانی  بخش عظیمی از جغرافیای طبیعی و تاریخی و زبانی کشور ما را به خود اختصاص داده اند و دو گروه عمده تشکیل دهنده کشور ایران می باشند و هم این که چون ما خود نیز آذربایجانی و ترک زبان می باشیم ضرورت دارد که جهت آگاهی جوانان عزیزمان این موضوع و سابقه و علت آن و عوامل تشدید کننده مورد بررسی و مداقه قرار گیرد.

    هر تحقیقی مبتنی بر پیش فرضهایی است که محقق بر اساس آن تحقیق خود را انجام میدهد و سعی در اثبات مفروضات خود دارد و بی طرفی قبل از شروع تحقیق نمیتواند معنایی داشته باشد، اما نکته مهم عدم دخالت ذهنیات خود در تحقیق است که در اینجا سعی شده است که اثبات مفروضات بر اساس مدارک و مستندات متقن باشد و باقی دیگر به قضاوت خواننده است.

     دوستان و همراهان عزیز، مطالب عرضه شده از منابع مختلف جمع آوری گردیده است و حتی الامکان سعی شده است از منابع بی طرف باشد. هیچ کاری نمیتواند بدون عیب و نقص باشد و تنها دیکته نانوشته است که غلط ندارد و بنده در این راه نیازمند راهنمایی و  هدایت بزرگواران می باشم و منتظر نظرات و انتقادات راهگشای فرهیختگان عزیز می مانم.

     

    آذربایجان در عهد باستان و زبان آن

    در باره نام و حدود آذربایجان و ریشه های آن مناقشه بسیار است، استعداد این سرزمین برای واقع شدن در مرکز مباحثات تاریخی – فرهنگی و سیاسی خود نشان از سرگذشتی پرفراز و نشیب دارد. اقوام و ملیتهای مختلف هر کدام نشانه ای در این سرزمین دارند، از سنگ نبشه اورارتویی و آتشکده ها و مسجد های قدیمی و امام زاده ها و کلیسا ها و خانقاه ها و غیره می توان پی برد که مردم این سرزمین چه دگرگونیهای سخت و جانکاهی را پشت سر گذاشته اند. عده ای برای نام آن منشا ترکی قایل می شوند که این نظر از سوی دولت جمهوری آذربایجان نیز مورد حمایت قرار دارد و عده ای برای آن منشا در ارتباط با آذر و آتشکده ها قایل می شوند که از سوی پان ایرانیست ها مورد حمایت قرار دارد ولی  با این حال بیشتر پژوهشگران در این زمینه توافق دارند که نام آن از نام آتورپات یا آتروپارت حاکم این سرزمین در زمان حمله اسکندر مقدونی گرفته شده است و در ادوار و زبانهای مختلف به تلفظ های مختلف تغییر کرده است. واژه آذربایجان خود فارسی است و در تحول واژه ها از پهلوی به فارسی آتورپاتگان به آذربایجان تغییر شکل داده است و عربی آن آذربیجان است.  پروفسور اقرار علی اف بشدت با نظر کسانی که دنبال ریشه ترکی برای آن می گردند مخالفت کرده و همان آتورپاتگان را صحیح میداند ( تاریخ آتورپاتگان – اقرار علی اف). اما آنچه در باره نقش آتورپات در تاریخ این سرزمین گفته می شود بدین معنا نیست که تمدن آذربایجان از آتورپات شروع می شود بلکه قبل از آن نیز تمدن باشکوهی در آن منطقه وجود داشته که از کرانه های دریاچه وان شروع شده و تا سواحل کاسپین امتداد داشته و به زبان اورارتویی و ماننایی سخن می گفتند. ( نظری به تاریخ آذربایجان – جواد مشکور).  یکی از آثار بجا مانده از این تمدن سنگ نوشته ای است در روستای رازلیق سراب به خط اورارتویی که شرح فتوحات یکی از پادشاهان این تمدن است.

    بعدها مادها به صورت دسته های بزرگ انسانی وارد آذربایجان شدند و با الهام از تمدن ماننا دولتی به وجود آوردند. حکمرانی مادها موجب شد که زبان مادی به عنوان یک زبان عمومی در آذربایجان به ویژه بخش جنوبی آن پذیرفته شود و در بخش شمالی آن زبان اقوام محلی همچنان رواج داشت. در سده 6 پیش از میلاد قبیله دیگری از اقوام هند- اروپایی به نام پارس ها سر به شورش برداشتند و به رهبری کوروش بر مادها غلبه کردند. بدین ترتیب با دگرگونی در حکومت زبان پارسی مورد پشتیبانی قرار گرفت و به صورت زبان پهلوی با دو شاخه  پارتی و ساسانی کم کم جای زبان مادی را گرفته و مورد پذیرش قرار گرفت. ابن ندیم در سال 377 هجری و در کتاب لغت نامه خود به نقل از ابن مقفع می نویسد: زبان پهلوی زبانی است که مردم اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان بدان سخن می گویند. ( الفهرست – ابن  ندیم). همچنین حمد ا...مستوفی در کتاب تاریخ خود مینویسد: زبان پهلوی که در آذربایجان مردم بدان سخن می گفتند آمیخته ای از زبان پهلوی و ماننایی و آرانی و ارمنی و یونانی بود.( نزهه القلوب – حمد ا...مستوفی )

    اسلامی شدن آتورپاتگان هنگامی تحقق یافت که ارتش عرب در پی پیروزی های خود در جبهه های غرب ایران رو به سوی شمال آورد و پس از ناامیدی از فتح گیلان به سوی شمالغربی هجوم آورد و در سال 21 قمری بر منطقه ای که به عربی آذربیجان نامیده شد تسلط یافت. جغرافی نویسان مسلمان چون ابن حوقل و یاقوت حموی  مرز های آذربایجان را از جنوب به زنجان و از خاور به دیلمان و طارم و گیلان و از باختر به فاراسان و از شمال به رودخانه ارس محدود دانسته و سرزمین های شمال ارس را آران نامیده اند. چنانچه از این تعریف بر می آید سرزمینهایی که امروز جزو جمهوری آذربایجان می باشند در عهد اسلام آران نامیده می شدند.

     

    آذربایجان در عهد اسلام و ورود ترکان

    ترکان مردمانی از نژاد سفید هستند آنها دارای صورتی گرد متمایل به بیضی و قدی متوسط هستند. پدران ترکان قدیم 1700 سال پیش از میلاد بر سرزمینهای پیرامون کوه تیان شان حاکم بودند. اولین دولت ترک در سده 6 میلادی توسط گوگ ترکها تشکیل شد و بعد از آن این نام به این ملت تعلق گرفت. ترکان در 656 میلادی در کرانه های جیحون مستقر شدند و تاشکند و سمرقند و بخارا را بدست گرفتند. نخستین یورش اعراب بسوی این مناطق توسط ابن قتیبه فرماندهی میشد و اعراب در سال 751 میلادی به فرماندهی زیاد بن صالح چینی ها را به طور کامل شکست دادند و اسلام تا کرانه های سیحون پیش رفت.

     اولین قوم از ترکان که اسلام آوردند قارلوق ها بودند. گروه بزرگی از ترکان در پایان سده چهارم هجری وارد ایران شدند، ترکانی که به ایران آمدند بیشتر از قبایل اوغوز ( غز) بودند که از مهمترین قبایل ترک بودند. ترکان غربی یعنی ساکنین شرق دریای خزر – ایران – ترکیه – آذربایجان – عراق  و بالکان از قبایل اوغوز هستند.  زبان ترکی در نتیجه کوچ بزرگ ترکها به آسیای صغیر در قرن 11 میلادی وارد منطقه آذربایجان شد و این زبان جدید بتدریج جای زبان پارسی  را گرفت و زبان مسلط منطقه شد.

    نخستین گروه قبایل اوغوز شامل 2000 چادر در سال 1029 میلادی برابر 420 هجری قمری وارد و به وسیله وهسودان پذیرفته شدند. سلجوقیان که دسته ای از اوغوزها بودند پس از شکست از سلطان محمود غزنوی به سرزمین های داخلی ایران تاختند و وارد آذربایجان شدند. در سال 431 هجری آنان به فرماندهی طغرل توانستند سلطان محمود غزنوی را در جنگ دندانقان شکست دهند و حکومت سلسله پادشاهی سلجوقیان را پایه گذاری کنند. اوغوزها در ایران حکومت پادشاهی سلجوقیان و در آسیای صغیر حکومت پادشاهی عثمانی را به وجود آوردند. ایران زمان سلجوقیان به قلمروی رسید که پس از هخامنشیان و ساسانیان پهناورترین قلمرو طول تاریخ ایران بود. حکومت سلجوقیان میراث دار پادشاهی غزنویان بود همچنان که غزنویان نیز در ترویج علم و ادب به ویژه زبان پارسی دری دنباله رو سامانیان بودند. سلجوقیان به رونق زبان پارسی دری همت گماشتند و آن را تا آسیای صغیر گسترش دادند. آنان چون کار حکومت را از خراسان آغاز کرده بودند برای امور دیوانی از دبیران خراسانی سود بردند و کلیه دفاتر به زبان پارسی نگاشته می شد.

    با ورود سلجوقیان به آذربایجان عصر درخشانی از ادبیات این سرزمین آغاز شد و در این زمان چهار زبان عربی و پارسی دری و پارسی پهلوی و ترکی رواج داشت. زبان پارسی بیشتر در امور دیوانی و سپاهی رایج بود و زبان ترکی نیز بیشتر در میان توده مردم بکار میرفت. از این دوران بود که همزیستی این دو زبان آغاز شد و شعرا و ادبا و فرهیختگان ایرانی به هر دو زبان تسلط کامل داشتند و کمتر شاعر و یا نویسنده ای پیدا می شود که به هر دو زبان  کتابت نکرده باشد و این همزیستی فرهنگی لاجرم در زندگی روزمره آحاد جامعه نیز خود را نشان می داد. از این دوران به بعد دوران اوج شکوفایی ادبیات ترکی و فارسی آغاز می شود. (غیر از وقفه ای کوتاه در زمان هجوم مغولان) بخصوص که بیشتر حکومتهای پادشاهی که در ایران به قدرت رسیدند به نوعی ترک بودند ولی هر دو زبان رواج کامل داشت و این همزیستی قومی و زبانی ادامه داشت تا آغاز سده 18 میلادی.





    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    برچسب ها: ترک، فارس، انگلیس، آذربایجان،
    [ یکشنبه 14 تیر 1394 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]

    اختلاف ترک و فارس – رویا، واقعیت یا توطئه؟ بخش دوم

    آذربایجان در عهد معاصر

    در طی قرن های 16  و 17 میلادی تاریخ سیاسی این منطقه با رقابت و در پاره ای از مواقع درگیر نظامی بین دو امپراتوری بزرگ عثمانی در آناتولی و صفویان در ایران همراه بود. صفویان با تاکید بر اسلام شیعی در منطقه ای که از دیر باز سنی نشین بودند قصد داشتند بازدارنده ای مذهبی در مقابل استیلا طلبی عثمانی ایجاد کنند که بتواند حاکمیت آنها را در مقابل آنها محافظت کند. سیاست منظم توسعه نظامی عثمانی در آذربایجان همراه با درگیری های  عمده مذهبی میتواند حالت دشمنی و بی اعتمادی تاریخی آذربایجانی ها نسبت به آنچه که امروز ترکیه نوین نامیده می شود را توجیه کند.

     از سده 18 تا اوایل سده 20 میلادی دوره رونق فعالیت های ادبی در آذربایجان است، شاعران بسیاری به ترکی و فارسی شعر می سرودند در این زمان زبانهای فارسی، عربی و ترکی هر سه در ایران کاربرد داشت. در آذربایجان نیز زبان فارسی زبان رسمی دیوانی بود و کلیه مکاتبات اداری و سپاهی به این زبان بود و زبان ترکی یا صحیح تر آن تورکی زبان محاوره ای مردم عادی بود. ایرانیان ضرب المثلی دارند که موقعیت این زبانها را نشان میدهد: فارسی بلاغت – عربی فصاحت – ترکی سیاست و باقی حاجت.

    در فاصله سالهای 1830 تا 1890 میلادی جمعا 122 اثر به زبان ترکی آذربایجانی در 20 شهر مختلف چاپ شد که 43 اثر در تبریز و 37 اثر در تفلیس بود. در این زمان شاعران آذری شعر سرودن یا نوشتن به ترکی و فارسی را دوست داشتند که محمد کاظم اسرار علیشاه اسامی 86 نفر از آنان را در کتاب خود  ذکر می کند. ( بهجت الشعرا – محمد کاظم اسرار علیشاه ) که تعداد زیاد شاعران دو زبانه گواهی است بر رونق ادبیات در آذربایجان.

    در مرکزیت آذربایجان زمان قاجار تبریز به عنوان یکی از مهمترین نقاط تجارت و از نظر سیاسی دومین شهر مهم کشور بشمار میرفت که ولیعهد و محفل درباریش در آنجا سکونت داشتند، از این گذشته در این دوره بود که شهر تبریز با جهان خارج روابط بازتری پیدا کرد و توانست نشان دهد که برای پذیرش اندیشه های جدید از دیگر شهر های ایران آمادگی بیشتری دارد.

    تا این زمان مساله زبان ترکی مساله ای ادبی و فرهنگی بود و هیچ حساسیتی در این باره وجود نداشت ولی با حوادثی که در روسیه اتفاق افتاد ورقابت های سیاسی که در منطقه قفقاز بین دو کشور وجود داشت به آرامی سیاست مولفه های خود را به زبان ترکی و مناسبات فرهنگی منطقه تحمیل کرد و آن را از مسیر طبیعی خود بیرون راند.

     

    نقش روسیه در قفقاز و مسئله زبان فارسی

    روسها از زمان پتر کبیر به طور جدی به قفقاز روی آوردند، ولی بدلیل مرگ پتر کبیر و ایجاد حکومت قدرتمند افشاریه در ایران نتوانستند به اهداف توسعه طلبانه خود برسند؛ ولی وصیت نامه پتر کبیر مبنی بر لزوم دسترسی به آبهای آزاد خلیج فارس همواره همچون مانیفستی سرلوحه سیاست خارجی آنها بود.

     جلوس الکساندر اول بر تخت سلطنت(1801-1835) با سیاستهای خشن او نسبت به ایران آغاز شد. تزار جدید پس از شکست دادن قوای شاهزاده الکساندر ( برادر گرگین خان گرجی) طی فرمان مورخ 12 سپتامبر 1802 گرجستان را که تحت الحمایه دولت ایران و از مراکز مهم نشرادبی و فرهنگی ایران بود ضمیمه خاک روسیه کرد که این مسئله موجب آغاز جنگهای ایران و روس شد که در این میان آذربایجان صحنه جنگ میان سپاهیان دو کشور شد. این حضور روسیه در قفقاز تنها یک لشگر کشی نظامی موقتی مانند دوران پتر کبیر نبود بلکه حوادث بعدی نشانگر آن بود که آنها برنامه های بلند مدتی برای نفوذ به ایران داشتند و هدف آنان نزدیک شدن به تنگه های بسفر و داردانل و دستیابی به آبهای آزاد خلیج فارس بود. در پایان دوره اول جنگهای ایران و روس که با شکست سپاهیان ایران همراه بود در 12 اکتبر 1813 میلادی برابر با 29 شوال 1228 هجری عهدنامه گلستان میان دو کشور منعقد گردید که بموجب آن دربند – باکو – شیروان – شکی – گنجه – قره باغ – داغستان  و گرجستان برای همیشه از ایران جدا شده و به روسیه واگذار شد. بدین ترتیب بخش شمالی آذربایجان به ویژه شیروان – گنجه و قره باغ و بخصوص تفلیس که از کانونهای مهم ادبیات آذربایجان و ایران بودند به روسیه پیوستند.

    بد رفتاری روسها با مردم مسلمان این مناطق و تمایل درونی دولت و ملت ایران برای بازپس گیری این مناطق موجب آغاز دوره دوم جنگهای ایران و روسیه شد که با شکست مجدد ایران و امضا قرار داد ترکمانچای همراه شد، با این حال حیات فرهنگی این مناطق حتی پس از شکست در دوره دوم جنگ و امضای  قرارداد  ترکمن چای نیز وابسته به ایران بود و ریشه های دینی و فرهنگی چنان مستحکم بود که با یک قرارداد سیاسی گسسته نشد.

    پیش ار آغاز دوره اول جنگهای ایران و روسیه دولت روسیه مشغول انجام مقدمات مهمی بود. مطالعه اوضاع سیاسی و اجتماعی و بررسی دقیق زبان و فرهنگ ساکنان قفقاز از طرف روسها اهمیت فوق العاده ای یافت و گروهی از شرق شناسان و محققین روسی و اروپایی به سرپرستی جولیوس فن کلاپروث دانشمند و محقق نامدار آلمانی در آکادمی علوم سن پترز بورگ مامور این کار شدند، نتایج تحقیقات آنها به صورت محرمانه فقط به دولت روسیه اعلام شده بود ولی در سال 1814میلادی سفرنامه کلاپروث به وسیله شوبل از آلمانی به انگلیسی ترجمه و منتشر شد. مطالعه این برنامه نشان داد که روسها به مساله زبان اهمیت خاصی قایل بودند و از نظر آنها قدرت و حضور گسترده زبان فارسی در قفقاز موجب پیوند این مناطق با ایران است و این برای منافع دراز مدت آنها خوشایند نیست و اگر زبان فارسی در قفقاز تضعیف می شد این پیوندها لاجرم رنگ می باخت و برنامه های آنها با دردسر کمتری عملی می شد.

    روسها دین اسلام و زبان فارسی را به عنوان دو عامل خطرناک برای منافع خود در قفقاز بشمار می آوردند و در مورد عامل اول دست به انهدام فیزیکی آثار اسلامی و تبدیل مساجد به فروشگاه و تبلیغ دین مسیحیت به وسیله مسیونرهای اروپایی زدند. اما مهمترین اقدامات آنها، در زمینه تضعیف زبان فارسی بود که تصمیم گرفتند با تبلیغ و حمایت از زبان ترکی، زبان فارسی را در این مناطق مهجور نمایند یعنی دقیقا همان کاری که انگلیسی ها در هندوستان انجام دادند. در همین سالها به ناگهان زبان ترکی از حالت فرهنگی و ادبی خود خارج شد و در دستور کار محافل نظامی و سیاسی روسها قرار گرفت و روسیه بشدت از چاپ کتاب و نشریات ترکی چون مجله اکینجی آذربایجان و نویسندگان و شعرا و روشنفکران ناسیونالست آذری که از نیات واقعی روسها آگاه نبودند حمایت کرد و کتابهای زیادی در باره زبان ترکی و قواعد و گرامر آن در روسیه به چاپ رسید.





    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    برچسب ها: ترک، فارس، انگلیس، آذربایجان،
    [ یکشنبه 14 تیر 1394 ] [ 06:52 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]

    اختلاف ترک و فارس – رویا، واقعیت یا توطئه؟ بخش سوم

    نقش انگلیس در ایران و مسئله زبان فارسی

             در همین اوضاع و احوال کشور دیگری که به ناگاه نسبت به زبان ترکی حساسیت پیدا کرد انگلستان بود که به علت آن خواهیم پرداخت. پس از قرارداد ترکمن چای و پایان جنگهای دوم ایران و روس، عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه با سپاهیان خود که بیشتر آذربایجانی و از ایلات شاه سون و شقاقی و خمسه بودند گردنکشان بخشهای مرکزی ایران را سرکوب کرده و خود را به پشت دروازه های هرات که در اختیار انگلیسی ها بود رساندند و آنجا اردو زدند و قصد تصرف شهر و پایان دادن به نفوذ  دولت بریتانیا را داشتند، ولی انگلیسیها دست به دامن عوامل داخلی خود شدند و به حیله های مختلف مانع سقوط هرات شدند. انگلیسیها بشدت از ولیعهدی عباس میرزا  که سربازی شجاع و دلاور بود می ترسیدند بخصوص که سپاهیان او که اکثرا ترک بودند از شجاع ترین و بهترین سربازان ایران بودند. پس از مرگ عباس میرزا و فتحعلیشاه و جانشینی محمد میرزا او بسیاری از رجال و بزرگان آذربایجانی را با خود به تهران و دربار آوردکه این مسئله موجب رنجش انگلیسیها شد و آنان دریافته بودند که وجود سربازان و رجال ترک خطر بزرگی برای منافع آنان است از این رو بر آتش اختلافات ترک و فارس دمیدند و در این راه حتی از بعضی نویسندگان غربی چون ادوارد براون و روشنفکران نا آگاه که ناخواسته در دام آنها افتاده بودند و بهاییان ایران که میخواستند سرسپردگی خود را به انگلیسیها ثابت کنند سود بردند.

                   در عهد ناصر الدین شاه این صف بندی ها حتی به دربار نیز کشیده شده بود و دربار به دو گروه فارس و ترک تقسیم شده بود که سردستگی فارسها را میرزا آقا خان نوری و سردستگی ترکها را امیر کبیر(اگرچه خود ترک نبود ولی به واسطه سکونت در شهر تبریز میان آنان محبوب بود) بر عهده داشت. دسته ای از فارسها که نوکران سرسپرده انگلیس بودند با کمک مهد علیا مادر پادشاه توانستند نظر شاه را نسبت به امیر کبیر عوض کرده و فرمان قتل او را بگیرند و در کاشان او را بقتل برسانند. با مرگ امیر کبیر انگلستان و گروه فارسها از دست بزرگترین دشمن خود راحت شدند و بلافاصله میرزا آقاخان نوری را به صدارت رساندند کسی که سرسپرده کامل انگلیسیها بود.

                 پس از قتل ناصرالدین شاه، مظفرالدین میرزا که مدت 27 سال در تبریز به انتظار سلطنت نشسته بود به تهران آمده و تاجگذاری کرد و چون بیشتر همراهان شاه جدید نیز رجال و سپاهیان آذربایجانی بودند انگلیسیها به کمک نوکران خود و بخصوص بهاییان مجددا موضوع موهوم جنگ ترک و فارس را علم کردند و نکته تاسف بار اینکه بسیاری از نویسندگان و روشنفکران نیز در این دام افتادند منجمله نظام السلطنه مافی در کتاب خاطرات و اسناد خود واژه هایی چون حضرات ترکها و نوکرهای گرسنه و مفلس آذربایجانی و غیره بکار می برد. در این زمان قویترین رهبر دسته ترکها حسین پاشا خان بهادر قره باغی و رهبر دسته فارسها میرزا علی اصغر خان امین السلطان اتابک ( صدرالاعظم) بودند. همانگونه که انگلیسیها می خواستند این شکاف روز به روز عمیق تر شد و کارهای مملکت مختل گردید و در نهایت منجر به سقوط اتابک و به قدرت رسیدن عبدالحسین میرزا فرمانفرما گردید، در کابینه او هیچ ترکی حضور نداشت ولی چون بیشتر وزرا مدتی را در تبریز با مظفرالدین شاه گذرانده بودنددولت او به کابینه ترکها معروف شد. اما طولی نکشید که انقلاب مشروطه حیات سیاسی ایران را زیر و رو کرد این انقلاب طیف وسیعی از آذری ها را به صحنه سیاسی کشاند. آذربایجان به رهبری ستار خان و باقرخان در این انقلاب نقش برجسته و غرور آفرینی ایفا کرد که تا ابد بر تارک این انقلاب و کشور خواهد درخشید. پس از این زبان ترکی و آذربایجان آبستن حوادث جدیدی بود و صحنه برخورد سه اندیشه متفاوت گردید که هرکدام از آنها به نوعی تاثیری شگرف بر سرنوشت و موقعیت این پاره تن ایران گذاشتند که اثرات آن هنوز هم ادامه دارد.

    1 - اندیشه های سوسیال دموکراسی کمونیست های تازه بقدرت رسیده در جمهوری شوروی که به وسیله بلشویک های آذری و دولت نوپای جمهوری آذربایجان شوروی و برخی از احزاب سیاسی داخلی ایران مورد حمایت و پشتیبانی قرار میگرفت و خواهان الحاق دو بخش آذربایجان به هم بودند.

    2- اندیشه های پان ترکیستی ترکهای جوان که متاثر از آموزه های مصطفی کمال پاشا ملقب به آتاترک بود و از جانب دولت جمهوری تازه تاسیس ترکیه مورد حمایت و پشتیبانی  قرار میگرفت و خواهان ایجاد الگوی حکومتی آتا ترک در ایران بودند.

    3- اندیشه های پان ایرانیستی که از جانب طیف وسیعی از احزاب سیاسی و  نویسندگان و روشنفکران داخلی و دولت تازه تاسیس پهلوی مورد تبلیغ و حمایت قرار می گرفت و خواهان حفظ یکپارچگی ایران بودند.

                                                        موفق باشید – جعفر اسدی –  تیرماه 94

    منابع و ماخذ

    - تاریخ آتورپاتگان- پروفسور اقرار علی اف

    - نظری به تاریخ آذربایجان- جواد مشکور

    - الفهرست – ابن الندیم

    - نزهه القلوب – حمد ا...مستوفی

    - تاریخ مختصر ترک – دکتر جواد هیئت

    - تاریخ زبان ترکی در آذربایجان- پرویز زارع شاهمرسی

    - آذربایجان ایران و آذربایجان قفقاز – پرویز زارع شاهمرسی

    - آذربایجان در ایران معاصر- تورج اتابکی





    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    برچسب ها: ترک، فارس، انگلیس، آذربایجان،
    [ یکشنبه 14 تیر 1394 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]
    رفتن به بالای صفحه